يحيى دولت آبادى
321
حيات يحيى ( فارسى )
كنندگان مانع ورود اين دو نفر روحانى با جمعى كه همراه آنها هستند نميگردند و مردم بعادتى كه دارند سلام و صلواة ميفرستند آقا سيد عبد اللّه چون بدر مجلس ميرسد ميخواهد از كالسگه پياده شود رو بمردم تماشائى كرده ميگويد حقوق شما نزد من است و انشاء اللّه پايمال نخواهد شد كمال اطمينان را داشته باشيد و بعد از ورود آقا سيد عبد اللّه چند نفر از جوانان مجاهد از مجلس بيرون آمده با صاحبمنصبان قزاق گفتگو ميكنند بلكه آنها را متفرق سازند ثمر نميكند قزاقان ميگويند با شما جنگ نداريم مجاهدين ميگويند پس اسلحه خود را باز كنيد جواب ميدهند اين كار را هم نخواهيم كرد مجاهدين ميگويند پس قدرى دور تر از در بهارستان برويد قزاقان قبول كرده دور ميشوند در اين حال آقا سيد عبد اللّه سيد محمد على طهرانى را فرستاده رئيس قزاقان را كه در نگارستان است آورده از او ميپرسد شما چه مأموريت داريد جواب ميدهد مأمور جنگ نيستيم آمدهايم هشت نفر را كه شاه خواسته بگيريم و ببريم خوانندگان ميدانند چند روز پيش از اينكه آن چند نفر خود در مجلس اظهار حضور براى خارج شدن از ايران ميكنند شاه از گرفتارى و تبعيد آنها صرفنظر كرده برئيس الوزراء دستخط مينمايد آنها را عفو نمودم اينك باز همان مطلب عنوان اين محاصره است آقا سيد عبد اللّه ميگويد در اين صورت شما كه مأمور بجنگ نيستيد اينطور نزديك مجلس بودن صلاح نيست بهتر اين است قدرى دور تر برويد تا مجلس منعقد گردد و در خصوص آن هشت نفر هرطور مجلس رأى داد رفتار شود صاحبمنصب قزاقان برگشته قدرى تابينهاى خود را كه هنوز در آخر جلوخان بهارستان هستند دور تر ميبرد ولى محاصره برهم نميخورد در اين حال پولكنيك لياخوف روسى رئيس قزاقان خود در فضاى نگارستان حاضر شده دستور العمل سختى محاصره را ميدهد جوانان مجاهد هم بالاى بامها و سنگرها از سردر مسجد گرفته تا سردر انجمن آذربايجان كه منتهى اليه خط خيابان ظل السلطان است گرفته مهياى جنگ ميشوند ولى عدد كل مجاهدين بهشتاد نفر نميرسد بعضى از جوانان ميبينند پولكنيك مكرر بتيررس آنها ميآيد ميخواهند او را بزنند بزرگترها مانع شده ميگويند چون جنگ شروع نشده اگر اين كار بشود تقصير به گردن